حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

526

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

و مال خود باعث وارد آمدن شكستهاى پىدرپى بلشكريان خدابنده ميشد و اگرچه اولجايتو بالاخره گيلان را مسخر ساخت و امراى آنجا را مطيع و خراجگزار خود كرد ولى تلفات جانى بسيار داد و سپهسالار كلّ اردوى او يعنى قتلغشاه كه شخص اول مملكت بود در اين واقعه بقتل رسيد . اولجايتو پس از تسخير گيلان و مطيع كردن امراى آن قرار گذاشت كه هر كدام از ايشان در سال مقدارى ابريشم بعنوان خراج باردوى ايلخانى بفرستند و از اين تاريخ ببعد خود را دست‌نشاندهء او بدانند سپس پسر قتلغشاه را كه از جنگ فرار كرده بود به چوب تنبيه نمود و مقام قتلغشاه يعنى سپهسالارى كلّ اردو را بامير چوپان واگذاشت و با جميع امراى گيلان كه سر اطاعت فرود آورده بودند بسلطانيّه برگشت . اولجايتو و مذهب شيعه مادر اولجايتو كه از قبيلهء عيسوى كرائيت بود فرزند خود را در ابتدا باسم نيكلا مطابق مراسم آئين مسيح تعميد داد و اولجايتو در اين كيش سرميكرد تا مادرش مرد و زوجه‌اى مسلمان اختيار كرد . اين زن اولجايتو را به اختيار مذهب اسلام تشويق نمود و خدابنده بر اثر نفوذ علماى حنفى خراسان شعبهء حنفى از مذاهب اربعهء تسنّن را پذيرفت و رسما مسلمان شد و امر داد تا نام خليفهء اوّل را بر مسكوكات نقش كنند . سلطان محمّد خدابنده در سال 709 بتشويق يكى از امراى متنفّذ خود و اصرار علماى شيعه به اين مذهب گرويد و دستور داد كه نام خلفاى ثلاثه را از خطبه و سكّه بيندازند و نام حضرت امير المؤمنين على و امام دوّم و سوّم شيعيان را در خطبه بياورند و در سكّه فقط بر نام على بن ابى طالب اقتصار كنند و مردم ايران قبول مذهب شيعه نمايند . اولجايتو براى اشاعه عقايد شيعه امر داد كه پيشوايان اين مذهب را از اطراف جلب كنند و مدارس خصوصى براى تعليم اصول و عقايد فرقهء شيعه ترتيب دهند چنان كه در جنب گنبد سلطانيّه مدرسه‌اى درست كرد كه شصت نفر معلّم و مدرّس در آنجا به اين كار اشتغال داشتند و دويست نفر شاگرد در آنجا بآموختن عقايد مذهب شيعه سرميكردند و مدرسه‌اى ديگر در اردو بنام مدرسه سيّاره از خيمه و كرباس